صفحه اول    درباره وب دا    معرفی رئیس، معاونین و مدیران دانشگاه    تماس با ما  
یکشنبه، 2 مهر 1396 - 09:28   
  سرخط اخبار:  
- اندازه متن: + -  کد خبر: 12185صفحه نخست » اخبار دانشکده هاچهارشنبه، 1 شهریور 1396 - 16:14
گفتگوی ویژه با دانشجوی پزشکی و رتبه اول المپیاد علمی دانشجویان علوم پزشکی در سطح منطقه آمایشی چهار کشور بمناسبت روز پزشک

به مناسبت یکم شهریورماه؛ سالروز تولد ابوعلی سینا، پزشک ایرانی و روز پزشک با ساناز طاهرپور، دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز و رتبه اول گفتگوی ویژه با دانشجوی پزشکی و رتبه اول المپیاد علمی دانشجویان علوم پزشکی در سطح منطقه آمایشی چهار کشور بمناسبت روز پزشکالمپیاد علمی دانشجویان علوم پزشکی در حیطه تفکر علمی در علوم پایه در سطح منطقه آمایشی چهار کشور به گفتگو پرداختیم.

وی بیان داشت: بچه که بودم به سه کار خیلی علاقه داشتم؛ نقاشی، پلیس شدن و پزشکی. هیچ وقت نمی‌توانستم بین این سه گزینه یکی را انتخاب کنم ولی زمانی که پدرم تقریباً در سن 30 سالگی، به بیماری قلبی مبتلا و در نهایت جراحی باز قلب انجام داد، تصمیم گرفتم که پزشک شوم، چون درمان پدرم توسط پزشک جراح بسیار بر تصمیم من و اینکه بتوانم روزی بعنوان یک پزشک این احساس خوشحالی را به یک خانواده هدیه کنم، تأثیرگذار بود.

تفاوت دست‌های یک پزشک جراح با دست‌های افراد دیگر

طاهرپور ادامه داد: با توجه به اینکه هنوز حتی در ابتدای راه هم نیستم، اما در حال حاضر ترسی از این رشته ندارم چرا که سیستم آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز به گونه‌ای است که از بدو ورود، دانشجویان پزشکی در بیمارستانهای آموزشی با حضور بر بالین بیمار، ترسِ برخورد با بیمار را از خود دور می کنند.

وی گفت: بسیار مهم است که وقتی این ترس ریخته شد، آن دانشجوی پزشکی بیمار را مانند اعضای خانواده خود ببیند. بعدها میان دانشجویان پزشکی در نحوه نگاه کردن و دید نسبت به بیمار تفاوت وجود خواهد داشت. اگر به بیمار مانند فردی از اعضای نگاه شود، مطمئناً خیلی دلسوزانه‌تر و با دقت بیشتری نیز به قضیه نگاه خواهد شد.

پزشک از گفتن "من نمی‌توانم" هراس نداشته باشد

این دانشجوی پزشکی بیان کرد: در دوران دانشجویی گفتن جملاتی مثل "بلد نیستم، نمی‌توانم و ..." بسیار راحت است. اما پس از فارغ‌التحصیل شدن این اعتراف دشوار خواهد شد. بسیار مهم است که دوستان، همکاران دانشجویان پزشکی بالاتر، پایین‌تر یا هم‌رده من به این نکته توجه داشته باشند که زمان فارغ‌التحصیل شدن از دانشگاه به عنوان یک پزشک عمومی یا دستیار پزشکی، از گفتن جمله "بلد نیستم" نترسند.

طاهرپور ادامه داد: علاوه بر پذیرش بیمار بعنوان فردی از اعضای خانواده خود، باید بپذیریم که گاهی مواردی را بلد نیستیم و بالاخره به عنوان یک انسان نمی‌توانیم همه چیز را در ذهن داشته باشیم. در واقع این امر به معنای همین نظام ارجاع فعلی و عدم ورود به حیطه‌ای است که بلد نیستیم. همچنین اگر یک پزشک عمومی یا یک متخصص هستم در کار همکارم دخالت نکنم. یاد گرفتن این مسائل در دوران دانشجویی بسیار مهم است.

وی با بیان اینکه در جامعه بشری به هر شغل و حرفه‌ای نیاز است، گفت: احساس می‌کنم به عنوان یک دانشجوی پزشکی و بعدها به عنوان پزشک به ویژه در جامعه ایران، رسالت و بار بزرگتری بر دوش دارم؛ چرا که جایگاه و مقام اجتماعی پزشک در جامعه موجب ایجاد مسئولیت انسانی برای من می‌شود، بنابراین باید در رفتار و کردار، چگونگی برخورد با بیماران و حتی اقوام بسیار دقت کنم. این مساله تفاوت شغل پزشکی با سایر مشاغل را نشان می‌دهد. به عبارتی الگوهایی که از پزشکان برای کودکان و جوانان برداشته می‌شود، ایجاب می‌کند که روی خودمان کار کنیم تا آینده این کودکان و بچه‌ها درخشان‌تر شود.

طاهرپور عنوان داشت: دیدن لبخند بر لب بیمار، حس زیبا و حال خوبی در پزشک ایجاد می کند. اینکه بیماری با درد و چهره ای فرو رفته به پزشک مراجعه می کند و پس از درمان لبخند به لب می رود، حال خیلی خوبی را برای پزشک به همراه دارد. البته من هنوز به مرحله درمان بیمار نرسیده‌ام اما در کنار اساتید، مرحله تشخیص را برای بیمار انجام می‌دهم.

                                                        توصیه به افرادی که قصد ورود به عرصه پزشکی را دارند

وی تصریح کرد: دانش‌آموزان و افرادی که قصد ورود به عرصه پزشکی را دارند در مسیر خود، کنکور را برای قبولی در این رشته در پیش دارند و می‌توان گفت که زندگی این افراد به دو قسمت اصلی قبل و بعد از کنکور و ورود به رشته پزشکی تقسیم می‌شود، قبل از ورود به این عرصه چون کنکور را در مقابل خود داشتند، تماماً در جمع خانواده بودن و تفریحات معمول سایر بچه‌ها را از خود دریغ کردند تا به هدف خود برسند.

این دانشجوی پزشکی بیان کرد: هنگام حضور در محیط بیمارستان، آرامش خاصی دارم که باعث می شود گاهی بیشتر از یک دانشجوی معمولی کار ‌کنم، از بودن در بیمارستان و دانشگاه لذت می‌برم و این امر باعث می‌شود که قاطعانه جواب سوال شما را بدهم که بیمارستان و دانشگاه خانواده دوم من است نه خانه دوم.

طاهرپور خاطرنشان‌کرد: در حرفه ما نحوه برخورد و نگاه به روح بیمار به اعتقاد شخصی پزشک بستگی دارد. معتقدم که پزشک خود درمان است. دارویی که پزشک تجویز می‌کند یا عمل جراحی که روی بیمار انجام می‌دهد، بیمار را درمان نمی‌کند بلکه خود پزشک است که موجب درمان بیمار می‌شود. این موضوع موجب می‌شود اگر پزشک اعتماد بیمار را جلب نکند، حتی اگر بهترین داروها و تشخیص‌ها را هم انجام دهد، باز هم نتیجه مد نظر حاصل نشود.

وی ادامه داد: جهت جلب اعتماد بیمار، تنها کافی است هنگام حضور بر بالین بیمار با مهربانی در چشمان بیمار نگاه کنیم. قدرت چشم بسیار زیاد است. اساتید و دوستان این موضوع را خیلی به من گوشزد کردند که نگاه کردن به چشم بیمار ارتباط میان پزشک و بیمار را عمق می‌دهد.

این دانشجوی پزشکی افزود: اگر پزشک‌های ما هنگام مراجعه بیمار به جای اینکه "دفترچه بیمار را بگیرند، سرشان را پایین بگیرند و به بیمار بگویند چه مشکلی داری و شروع به نوشتن نکنند" دفترچه را کنار بگذارند و فقط به چشمان بیمار نگاه کنند و از بیمار علت آمدنش را بپرسند، خود بیمار به پزشک می‌گوید چه مشکلی دارد.

طاهرپور ادامه داد: ما به 70 درصد تشخیص از طریق شرح حال مریض پی می بریم. از دید یک پزشک یا دانشجوی پزشکی می‌توان این علائم را کنار هم قرار داد و در نهایت به تشخیص رسید. خیلی مهم است که مردم بدانند اگر علائم خاصی داشتند اهمیت این علائم را برای مراجعه به پزشک در نظر بگیرند، نه بیشتر و این علائم باعث نگرانی و بی‌اعتمادی آن‌ها به پزشکان نشود. بسیار مهم است که این موضوع در میان مردم نهادینه شود که از هر علائمی که مطالعه می‌کنند، نترسند. خوشبختانه در حال حاضر جایگاه پزشکی در ایران یکی از بهترین جایگاه‌ها، نه فقط در سطح منطقه بلکه در سطح جهان است و لازم نیست که مردم نگران چیزی باشند که بخواهند خیلی سراسیمه عمل کنند.

طاهرپور در تشریح ترس از خطاهای پزشکی گفت: عشق نسبت به بیمار باعث می‌شود از نتیجه نگرفتن یا خطا در درمان کهبه خطر افتادن جان بیمار را بهمراه دارد، بترسی. مطمئناً این ترس در وجود همه دانشجویان پزشکی و پزشکان است. اگر این ترس وجود نداشت خیلی از مطالبی که خواندیم را فراموش می‌کردیم.

 

راز ماندگاری اطلاعات و مطالب در ذهن پزشکان

وی ادامه داد: از نظر علمی کاملاً توجیه شده که بسیاری از اطلاعاتی که فرد قبل از امتحان می‌خواند پس از امتحان برای ذهن آن فرد غیرقابل دسترسی می‌شود. آن اطلاعات همچنان در ذهن فرد وجود دارد اما بازیابی آن‌ها برای ذهن مشکل است ولی یک پزشک نمی‌تواند چنین کاری را انجام دهد. برای یک دانشجوی پزشکی نباید هیچ کدام از اطلاعاتی که دارد از قدرت بازیابی ذهن او خارج شود. در غیر این صورت این موضوع به ترس مضاعف برای آن دانشجو تبدیل می‌شود. 

این دانشجوی پزشکی خاطرنشان‌کرد: اینکه پزشک از جان بیمارش بترسد، خوب است. اگر منِ پزشک نترسم و بی‌محابا عمل کنم، مطمئناً، هم درصد خطای من بالا می‌رود و هم جان بیمارم را به خطر می‌اندازم. پس این مسند جای خیلی مهم است.

طاهرپور در پاسخ به این سوال که در عرصه پزشکی می‌خواهید به کجا برسید؟ گفت: هدف اصلی من خدمت به خلق خدا است. خداوند خطاب به پیامبر فرموده "اگر می‌خواهی یک کار را در تمام عمرت انجام بدهی آن کار خدمت به خلق من باشد" این توفیق بسیار بزرگی است که خداوند به من عطا کرده تا بتوانم در این جایگاه، به خلق خدا کمک کنم و از درد آن‌ها بکاهم.

 

هدیه 5 میلیون تومانی از طرف خدا

وی ادامه داد: در این راستا کارهایی که تاکنون انجام دادم فقط شامل درس خواندن نبود. به عنوان یک دانشجوی پزشکی درس خواندن بخش اعظم و اصلی کار من است اما در کنار آن در بنیادهای خیریه و جهادی نیز فعالیت دارم که روی زندگی شخصی، کار و درس من تأثیر خیلی مثبتی گذاشت. یکی از اساتید در دانشگاه، بنیان‌گذار این حرکت است. در این بنیاد خیریه، از بیماران نیازمند به لحاظ مالی که برای خرید دارو و درمان خود ناتوان هستند، حمایت می‌کنیم. اساتید، پزشکان درون دانشگاه و افرادی خارج از دانشگاه، صندوق این بنیاد را تامین مالی می‌کنند.

این دانشجوی پزشکی افزود: در اولین نمایشگاهی که برای این بنیاد خیریه برپا شد، صندوق ما 22 میلیون تومان سود خالص داشت و پنج میلیون تومان از این رقم را خدا هدیه داد. حسابی که برای صندوق این بنیاد افتتاح شده بود، در همان روزهای اول، برنده 5 میلیون تومان جایزه نقدی از طرف بانک شد و این برای ما بسیار جالب و هدیه خدا به بنیاد ما بود.

طاهرپور در خصوص نحوه پوشش حمایتی بیماران نیازمند در این بنیاد خیریه، تصریح کرد: این بنیاد معمولاً شامل بیماران نیازمندی است که به بیمارستان‌های دولتی مراجعه می‌کنند و فقط می‌توانند خودشان را به بیمارستان برسانند و از ادامه و شروع مراحل درمانی به علت ناتوانی مالی باز می‌مانند. هر زمان که این بیماران پیدا می‌شوند، در گروه های اجتماعی برای اعضای این بنیاد خیلی سریع پیام ارسال می‌شود که کدام یک از اعضاء در همان زمان در همان بیمارستان است و چه کسی می‌تواند پیگیری کند.

وی ادامه داد: پس از آن با اعلام موقعیت اعضای بنیاد، مسئولیت پیگیری و بعد از آن نوبت‌گیری از پزشک متخصص، پیگیری سیر درمانی و پرداخت هزینه درمان آن بیمار توسط آن عضو بنیاد انجام می‌شود. با توجه به محرومیت مالی اینگونه بیماران، هزینه درمان را مستقیماً به حساب آن‌ها واریز نمی‌کنیم؛ چرا که ممکن است این پول را برای درمان خود خرج نکنند، بلکه آن را صرف خورد و خوراک خانواده خود کنند. در بنیاد، از نوبت‌گیری تا هزینه ویزیت پزشک متخصص و گرفتن دارو و تمام پروسه درمان را همراه با بیمار طی می‌کنیم.

 

داستان خارج کردن آپاندیست توسط یک اکسترن ترم اولی

طاهرپور به بیان یک خاطره شیرین از اوایل دوره اکستری خود پرداخت و گفت: در ترم اول اکسترنی در دوره دو ماه جراحی عمومی، از هفته دوم این دوره جراحی عمومی به خاطر علاقه بسیار زیادی که به جراحی عمومی داشتم تمام 40 بیمار بخش جراحی داخلی بیمارستان امام را می‌شناختم و شب در بیمارستان می‌ماندم و بیماران را می‌دیدم.

وی ادامه داد: در این دوره فقط به عنوان مشاهده‌گر وارد اتاق عمل می‌شویم. وقتی رزیدنت‌ها متوجه شدت علاقه من به جراحی شدند، به من اجازه دادند با حضور استاد وارد اتاق عمل شوم، لباس مخصوص بپوشم و وارد عرصه عمل شوم. پس از گذشت یک ماه و نیم از این دوره و حضور من در اتاق عمل که البته با حضور اساتید انجام می‌شد، با کمک رزیدنت‌های سال چهارم خیلی از کارها را یاد گرفتم.

این دانشجوی پزشکی ادامه داد: در یک روز خیلی شلوغ، یکی از عمل‌ها مربوط به عمل آپاندیست یک خانم باردار با جنین هفت ماهه بود. به خاطر شرایط خاص این زن نتوانستند او را بی‌هوش کنند و بنابراین این بیمار را بی‌حس کردند. یکی از رزیدنت‌های سال سوم قرار شد این زن را عمل کند و من هم به عنوان دستیار مستقیم این رزیدنت، انتخاب شدم. یعنی هیچ فرد دیگری به جز من، کمک‌دست این رزیدنت نبود.

طاهرپور افزود: چون قبلاً در موارد بسیاری عمل آپاندیست را دیده بودم، بودن من به عنوان دستیار در کنار آن رزیدنت، خوب بود. وقتی به مرحله خارج کردن آپاندیست از شکم رسیدیم، این رزیدنت به خاطر انقباض‌های زیاد شکم بیمار و دست‌های بزرگ خود، قادر به خارج کردن آپاندیست نبود و چون من دست‌های ظریفی داشتم از من خواستند این کار را انجام بدهم و من این کار را انجام دادم که خیلی برای من تجربه عجیبی بود و توانستم این کار را به سلامت انجام دهم.


   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
پربیننده ترین مطالب
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
تمامی حقوق این سایت متعلق به روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز میباشد
استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز می باشد
پشتیبانی توسط: خبرافزار
  خبر فوری: دکتر ایدنی: آمادگی همکاری دانشگاه علوم پزشکی اهواز با دانشگاه میسان عراق در حوزه سلامت